محمد باقر شريعتى سبزوارى
253
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
اين انديشهها را براى دريافت خواص و آثار خود به وجود آورده و از راه آنها به هدف و مقصد طبيعى و تكوينى خود مىرسد . خلاصه اينكه در عين اينكه بين احتياجات طبيعى حيوان و بين تمايلات و غرايز و انديشههاى حاصل از آن تمايلات ، كه منجر به فعل ارادى حيوان مىشود ، هماهنگى برقرار است و فعاليتهاى نفسانى حيوان ، كه مقدّمهء فعل ارادى است براى رسيدن طبيعت است به مقصد و هدف خويش از بقا و كمال فرد يا نوع ، ليكن در دستگاه شعور و انديشه و ارادهء حيوان توجهى به طبيعت و غايتى كه طبيعت به سوى آن غايت مىشتابد نيست . تنها غايت و هدفى كه در شعور حيوان منعكس مىشود و او را وادار به تكاپو و فعاليت مىكند ارضاى تمايلات و نيل به لذات است و حيوان بلكه انسان بدون آنكه از احتياجات طبيعى خود آگاه باشد و غايت فعاليتهاى طبيعى وجود خويش را ، كه اين امور نفسانى براى آنها كار مىكنند ، بداند و يا اگر بداند آنها را در نظر بگيرد ؛ ( مانند انسان عالم ) كارهاى ارادى و قصدى خويش را انجام مىدهد و او در اين كارها صرفاً از تمايلات درونى خويش اطاعت مىكند و نيل به لذات حاصل از افعال را منظور مىدارد و گاهى چنان سرگرم اطاعت از تمايلات و پيروى از احساسات و پروراندن آرزوها و تمنيات و انديشههاى ناشى از آن تمايلات است كه به كلى از طبيعت و وجود واقعى خويش بىخبر است و همانطورى كه در [ كلام علّامه ] اشاره شده : « ممكن است يك نفر انسان يك عمر تمام سرگرم انديشههاى گوناگون بوده و حتى يكدمْ نظر نخستين ( فعاليتهاى طبيعى وجود وى ) از فكر وى عبور و به متخيلهاش خطور نكند » . نكتهء ديگر گفتيم در عين اينكه هدفى كه حيوان بهحسب شعور و ادراك خود در نظر مىگيرد و براى آن فعاليت مىكند مغاير است با هدفى كه طبيعت حيوان به سوى آن مىشتابد ، بين اين دو دستگاه ( طبيعت و نفسانيات ) همكارى و هماهنگى كامل برقرار است و معمولًا همان چيزى تمايل حيوان را ارضا مىكند كه طبيعت را بهسوى مقصد خويش كمك مىكند و بر عكس